پس از تحصن چندین باره دانشجویان مقابل کلاس رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، وی از این هفته کلاس های درس خود را از دانشگاه خارج کرد و از این هفته کلاس های خود را در ساختمان ریاست دانشگاه برگزار می کند.
پیش از تعطیلات عید نوروز رهایی دفتر خود را از محوطه دانشگاه خارج کرد و به ساختمانی بیرون از دانشگاه انتقال داد. پس از آن نیز با حضور پرتعداد نیروهای حراست و انتظامات در ورودی های ساختمان ریاست کلیه ملاقات های رهایی و حضور دانشجویان در ساختمان ریاست بایستی با هماهنگی قبلی انجام پذیرد.
طی هفته های گذشته پس از آن که ریاست انتصابی دانشگاه امیرکبیر آشکارا به مقابله با خواست دانشجویان اقدام نموده و با استقبال از بسیجیان به ایشان قول برخورد شدید با دانشجویان امیرکبیر را داد، دانشجویان برای چندین بار مقابل کلاس درس وی تحصن کردند و خواستار پاسخگویی او شدند.
آخرین بار رهایی از ترس مواجه شدن با دانشجویان معترض با حبس چند ساعته خود در کلاس درس، به کمک حراست دانشگاه با نردبان از طبقه دوم ساختمان، از دانشکده عمران خارج شد. از این هفته به دانشجویانی که با وی درس دارند گفته شده زین پس کلاس های دکتر رهایی در ساختمان ریاست دانشگاه برگزار می شود و از ایشان خواسته شده هر جلسه با ارائه کارت دانشجویی خود به نیروهای انتظامات مستقر در ورودی های ساختمان ریاست، در کلاس درس حاضر شوند.
لازم به ذکر است، نشریه سحر به مدیرمسئولی احمد قصابان، دانشجوی در بند، با درج تیتر «رهایی از پلی تکنیک رفت»، موجب خشم مدیریت دانشگاه امیرکبیر شد و رهایی مستقیما دستور به توقیف این نشریه بدون سیر مراحل قانونی آن نمود.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
اکتفا به امید به اصلاحطلبان حکومتی برای پیشبرد اصلاحات، در فقدان نیروی اجتماعی تحولطلبی که فشار اجتماعی لازم را برای عقب راندن اقتدارطلبان و انحصار جویان سیاسی و اقتصادی تأمین کند، نتیجهای جز سرخوردگی و انفعال عمومی و به حراج گذاشتن آینده ایران و آرمانهای جنبش5/1 سده آزادیخواهی و عدالت جویی مردم این سرزمین نخواهد داشت.
