آیا باید در برابر چاقوکشی مشتی مزدور در لرستان و عربده کشی و لات بازی مشتی بی سر وپا در پلی تکنیک سکوت کرد و راه خود را گرفت ورفت؟حکومت اینک تمامی شیوه های ممکن را برای نابود کردن جنبش دانشجویی و تبدیل دانشگاه به قبرستان می آزماید.در لرستان دسته ی چاقوکشهای ارزشمدار را به راه می اندازد تا مخالفان را جلوی چشم همه سلاخی کنند. در مازندران سربازان گمنام آدم ربایی می کنند، در پلی تکنیک اول مظلوم نمایی می کنند و به خودشان فحش می دهند و بعد چماقداران را به جان دانشجویان می اندازند و در دانشگاه تهران ، دانشگاه مادر، شیخی را به ریاست می گمارند تا او با همکاری آخوندزاده های به اصطلاح اصلاح طلب اتاقهای دانشگاه را به حجره های حوزه تبدیل کند. این تازه آغاز بازی است ؛ هر قدر این حکومت به معامله ی بزرگ در خارج نزدیک تر شود بر حجم سرکوب در داخل خواهد افزود تا اوباش چماق بدست را دل گرم و سرگرم نگاه دارد. از سوی دیگر حکومت سرداران می کوشد با هر چه بحرانی تر کردن اوضاع بر نقش خود به عنوان آلت سرکوب وضع موجود تأکید کند.در مقابله با چنین وضعی چه باید کرد؟ پیش از هر چیز باید این نکته را مد نظر داشت که جنبش دانشجویی در حال حاضر در وضعیت ضعف مفرط به سر می برد و هر راه حلی باید با توجه به این نکته مطرح شود. ضعف موجود ماحصل فشار شدید حکومت، ساختار بیمار نهادهای رهبری کننده ی جنبش، نقش مخرب احزاب دوم خردادی و عوامل نفوذیشان در جنبش و فقدان استراتژی مناسب است. عکس العمل عاجل برای مقابله با وقایع اخیر می بایست به حرکت درآوردن دانشجویان تمامی دانشگاههای کشور از طریق اعتراضات آرام و مدنی برای مقابله با این وحشیگری ها و مقابله با هر گونه تهدیدی مبنی بر اخراج دانشجویان از دانشگاه باشد.گام بعدی می بایست بازگشت واقعی به دانشگاه باشد.بازگشت به دانشگاه به معنی اتحاد عمل حداقلی تمامی جریانهای متعهد به همکاری جمعی حول محور مطالبات صنفی دانشجویان است.باید به دانشگاه باز گشت تا واقعا جنبش دانشجویی بود.گام بعدی می بایست کنار نهادن استراتژی دیده بانی جامعه ی مدنی و جایگزینی آن با شعار آکادمی آزاد در یک جامعه ی دموکراتیک، هدف گذار به دموکراسی و استراتژی مقاومت مدنی باشد چرا که آکادمی آزاد جز با استقرار دموکراسی امکان پذیر نیست و گذار به دموکراسی درونزا جز با مقاومت مدنی حاصل نمی آید.دیده بانی جامعه مدنی به عنوان استراتژی وتاکتیکی کوتاه مدت به قصد بازسازی تشکیلاتی و بقا استراتژی هوشمندانه ای بود اما ادامه ی آن به معنای انفعال و با توجه به وضعیت فعلی چیزی از جنس آرامش فعال اصلاح طلبان خواهد بود که فنای تدریجی و زندگی نباتی را در پی خواهد داشت. برای احیای حالت کنشگرانه ی جنبش مقدماتی لازم است. به موازات بازگشت به دانشگاه و تأکید بر مطالبات صنفی، گروهها و گرایشهای مخلتف دموکراسیخواه جنبش دانشجویی می بایست به کار فشرده، جدی و گسترده ی تئوریک بپردازند.صحبت از جنبش بدون ایدئولوژی شوخی بی مزه ای است که فاقد هر گونه معنایی است.در درون یک جنبش گرایشات مختلفی می توانند وجود داشته باشند که به اتحاد عمل های مقطعی یا ائتلاف های استرتژیک با یکدیگر دست بزنند اما این تصور که می توان یک حرکت گسترده و معنادار سیاسی ـ اجتماعی را بدون مبانی نظری مشخص و دستگاه ارزشی بنا شده بر آن پیش برد مسلما ریشه در بی شعوری پردازندگان چنین شعاری دارد. پس از فراهم آمدن گروههای متشکل دموکراسیخواه همسو با دفتر تحکیم وحدت ، به عنوان میراثدار اپوزیسیون دانشجویی، که هر یک در درون خود واجد اتحاد ایدئولوژیک ، سرعت عمل تشکیلاتی و ساختار مناسب باشند می توان شعار مقاومت مدنی هم استرتژی هم تاکتیک را در عرصه ی عمل آزمود. گام بعدی می بایست عمل مشترک با دیگر جنبشهای اجتماعی همچون جنبش زنان، کارگران،معلمان، دانش آموزان و … باشد که طلیعه های آن از هم اکنون نیز پیداست جنبش زنان اینک هم پوشانی های بسیاری چه در شعارها و چه در فعالان خود با جنبش دانشجویی دارد .همکاریهای مناسبی میان دانشجویان و کارگران آغاز شده است آن دو جنبش دیگر که باید به سوی آنان رفت جنبش معلمان و جنبش خفته ی دانش آموزان است . این راهی دراز و پرمخاطره است اما تنها راه موجود است . سرنوشت ما را هزاران مشت گره کرده مشخص خواهند کرد نه هزاران امضای یک نامه ی اینترنتی.سرنوشت ما بر روی آسفالتهای داغ خیابانهای دانشگاه و شهر تعیین خواهد شد نه در کوچه پس کوچه های وبلاگها و سایتهای اینترنتی.سرنوشت ما را سخنرانیهایمان در میتینگهای خیابانی تعیین خواهند کرد نه نجواهایمان در اتاقهای دربسته.اینک آخرالزمان است، نبرد نهایی نزدیک است و مبارزه ای در پیش ، دیده بانی را رها کنید از دور دستها کسی نخواهد آمد.سوار سپیدپوشی در راه نیست آن گرد و غبار که می بینید لشگر جرار دشمن است.در یک سو شر لشگر آراسته تا بر عاشقان بتازد و در یک سو خیر برپاخاسته تا طرحی نو در اندازد.میان ما و آزادی دریایی از خون فاصله است؛ میان ما و آزادی مغاکی دهان گشوده که تنها با استخوانهای دشمنانمان پر خواهد شد؛ میان ما و آزادی مردابی از چرک و کثافت فاصله است ؛ چرک و کثافت را باید روبید.هر کس جز این بگوید دروغ می گوید.شر پیوسته فتنه می انگیزد و پیش می آید .یک بار دیگر پرسش این است : تا کجا باید عقب نشست؟

 

بدون دیدگاه » بیان دیدگاه

 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It