بلاتکلیفی دو فعال ترک در زندان اردبیل
گشتاسپ واثقی و محمود اصلانی دو تن از فعالین حرکت ملی آذربایجان در اردبیل که روز پنجشنبه ۱۹/۱۱/۸۵ در تجمع اعتراضی به نقض حقوق عباس لسانی، اعتراض به حکم زندان لسانی و شرایط غیر انسانی نگهداری وی و عدم رعایت حقوق قانونی وی در مقابل زندان اردبیل بازداشت شده بودند هنوز علیرغم گذشت ماهها از زمان بازداشت امکان تماس با خانواده و وکیل را نداشته اند .
این دو زندانی هم اکنون بصورت بلاتکلیف در بند هفت ۷ زندان اردبیل در بازداشت موقت بسر می برند. لازم بذکر است که به غیر از این دو نفر بقیه بازداشت شدگان در تجمع مقابل زندان اردبیل با قرار وثیقه آزاد شده اند.
ادامه بازداشت نسرین رضوی در تبریز
نسرین رضوی فعال حرکت ملی آذربایجان در تبریز که حدود یک هفته پیش به هنگام پخش اعلامیه در تبریز بازداشت شده بود در آستانه سال نو در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به سر می برد.
خانواده رضوی می گویند که از محل نگهداری وی خبری ندارند و عنوان می کنند که نسرین تا کنون تنها یکبار با منزل تماس گرفته است . خانواده رضوی نگران وضعیت نگهداری دخترشان هستند .
دو سال حبس تعزیری برای مصطفی عوض پور
بر اساس اخبار رسیده مصطفی عوض پور فعال حرکت ملی آذربایجان در تبریز به دوسال حبس تعزیری محکوم شد.
دادگاه انقلاب تبریز مصطفی عوض پور را به جرم پان ترکیسم وتبلیغ علیه نظام مستحق دو سال حبس تشخیص داد این حکم علاوه از حکمی است که چندی پیش برای عوض پور صادر شده بود وطبق آن وی به تخمل ۵ ماه حبس تعزیری محکوم گردیده بود.
لازم به ذکر است که عوض پور فارغ التحصیل دانشگاه آزاد تبریز وعضو سابق تشکل دانشجویی آرمان است که در راستای دفاع از حقوق ترکها فعالیت دارد.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
اکتفا به امید به اصلاحطلبان حکومتی برای پیشبرد اصلاحات، در فقدان نیروی اجتماعی تحولطلبی که فشار اجتماعی لازم را برای عقب راندن اقتدارطلبان و انحصار جویان سیاسی و اقتصادی تأمین کند، نتیجهای جز سرخوردگی و انفعال عمومی و به حراج گذاشتن آینده ایران و آرمانهای جنبش5/1 سده آزادیخواهی و عدالت جویی مردم این سرزمین نخواهد داشت.
